ماندان یا ماندانا در لغت به معنی شاه بوی عنبر سیاه، دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید. او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت. ماندان اولین مدرسه جمعی که در آن برگزیدگانی از پسران بودند بنیان مینهد که خود شخصا به دانش آموزان این مدرسه درس حقوق و قانون را می آموخت.
شاهزاده ارمنی و برادر زاده و جانشین مهین بانو فرمانروای ارمنستان و زنی خردمند که همسر وفادار خسروپرویز بود. در آن زمان ارمنستان یكی از شهرهای كوچك ایران و شاه ارمنستان زیر نظر شاهنشاه ایران بود. خسروپرویز و شیرین حماسه ای از خود ساختند كه همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین از خسرو چهار فرزند به نام های نستور، شهریار، فرود و مردانشه بدنیا آورد كه هر چهار فرزند وی در زندان كشته شدند.
دغدویه یا دوغدو مادر زرتشت است که اصلا از شهر ری بوده است. وی در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت. پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است.
کاساندان یا کاساندانه تنها همسر کوروش بزرگ، شهبانوی ایران (ملکه جهان) دختر فرناسپه از شاهدختان و دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر واجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند. کاساندان ملکه ۲۸ کشور آسیائی بوده و همواره در کنار همسرش کوروش بزرگ پادشاهی میکرده و پس از او نخستین فرد قدرتمند و سیاستمدار دربار هخامنشیان بشمار می آمده است. او ۵ فرزند با نام های کمبوجیه، بردیا، آتوسا، رکسانه و ارتیستونه داشت. هر یك از فرزندان کاساندان و كوروش بزرگ به نحوی در تاریخ هخامنشیان دارای نقش تعیین كننده بوده اند و از نشانه ها چنین بر می اید كه آنها از تربیتی خاص برخوردار بودند.
آتوسا در لغت به معنای خوش اندام است. همچنین به معنای قدرت و توانمندی نیز میباشد. آتوسـا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) شهبانوی ایران یكی از برجستهترین زنان در تاریخ ایران قدیم است. وی دختر کورش کبیر و کاساندان، خواهر کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی، کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایار شاه بود.
آتوسـا بانویی زیبا بود وهم شاعر و هم ادیب بود و به نوجوانان پارسی درس ادبیات پارسی میداد. به خاطر خرد و اندیشه نیکویش داریوش با ایشان در مسائل مملکتی و سرنوشت ساز مشورت میکرد و نیز به ایشان اعتماد کامل داشت.

![]()
یوتاب
یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است. از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند. یوتاب خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان (آذربایجان) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است. آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند.
آرتمیـس یا آرتمیـز در لغت به معنی راست گفتار بزرگ است. او نخستین و تنها بانوی دریاسالار جهان است. تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی و برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.
آرتمیس Artemis نخستین زن دریانورد ایرانی است كه درحدود 2494 سال پیش فرمان دریاسالاری خود را از سوی خشایارشاه هخامنشی دریافت کرد. در سال ۴۸۴ پیش از میلاد فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونانیان توسط خشایارشا هخامنشی صادر شد. آرتمیس فرماندار سرزمین کاربه با پنج فروند کشتی جنگی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریایی ایران پیوست. در این نبرد ایران موفق به تصرف آتن شد. در این نبرد نیروی زمینی ایران از ۸۰۰ هزار پیاده و ۸۰ هزار سواره تشکیل شده بود. نیروی دریایی ایران دارای ۱۲۰۰ کشتی جنگی و ۳۰۰ کشتی ترابری بود.
گردآفرید یا گُردآفرین یكی از پهلوانان سرزمین ایران که تاریخ از او به عنوان دختر كژدهم یاد میــكند. در داستان رستم و سهراب گردآفرید با لباسی مردانه با سهراب رزم کرد و به دست او گرفتار شد ولی توانست خود را با تدبیر از دست سهراب برهاند. فردوسی بزرگ از او به عـــنوان زنی جنگو و دلاور سرزمین پاكان یاد میكند.
همسر خردمند مهرآب کابلی و مادر رودابه و مادربزرگ رستم که در همسری زال و رودابه و جلب موافقت مهرآب پدر رودابه به این وصلت نقش مهمی داشت و نیز در موقع تولد رستم از مادر، سیندخت یار و مددکار دخترش رودابه بود. کوتاه سخن اینکه سیندخت یکی از خردمندترین چهره های شاهنامه است.
![]()
رودابه
دختر مهرآب کابلی و همسر زال و مادر رستم که به روایت شاهنامه دلباختگی زال به او یکی از زیباترین صحنه های شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولین سزارین را انجام داد. بنابراین، چنین زایمان ها را باید "رستمی" گفت نه سزارین. زیرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنیا آمده است.
![]()
تهمینه
دختر زیباروی پادشاه سمنگان که شبی همسر رستم بود. ثمره آن تولد سهراب است که داستان زندگی و مرگ دردناکش به دست پدر در شاهنامه فردوسی به تفصیل آمده است. تهمینه برای آنکه تمام وقت خود را صرف پرورش سهراب کند، با وجود جوانی و زیبایی ازدواج نکرد.
![]()
بانو گُشنــسب و زربانوی دلیـــر
بانو گشسب (مخفف گشنسپ) به معنی "بانوی دارنده اسب نر" است که در جنگاوری هیچ کس یارای مقاومت با او را نداشت. بانو گُشنــسب دختر رستم و همسر "گیو" که نام وی در برزو نامه و بهمن نامه بسیار آمده است. یکی از مشهور ترین حکایت های او نبرد سگانه فرامرز، رستم و بانو گشنسب است که در هنگام کشتی پهلوانان را به خاک می افکند، دلیری این بانوی ایرانی مشهور است. او منظومه ای نیز بنام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پارسی و در کتابخانه ملی بریتانیا موجود است.![]()
آذرناهیــــد
ملكه ملكه های امپراتوری ایران در زمان شاهنـــــــشاهی شاپور یكم بنیانگزار ساسله ساسانی. نام این ملكه بزرگ و اقتدارات دولتی او در قلمرو ایــــران در كتیبه های كعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایـش كرده است.
پادشاه زن ایرانی كه به گفته كتاب دینی و تاریخی (391 یشتا 274+1 یشتا 2) در زمان كیانیان بر اریكه شاهنشاهی ایران نشست. از او به عنوان هفتـــمین پادشاه كیانی یاد شده است كه نامش را "همای چهر آزاد" و "همای وهمون" نیز گفته اند. او مادر داراب بود و پس از "وهومن سپندداتان" بر تخت شاهنشاهی ایران نشست. وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود. نوشتارها زیادی درباره رفتار و کردار او یادشده که او در مدت سی سال پادشاهیش هرگز خطائی نکرده و مردمان در زمان او همواره در آسایش و سلامت زندگی میکرده اند.
![]()
آریاتــس
یكی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سالهای پیش از میلاد. مورخــین یونانی در چندین جا نامی از وی به میان اورده اند.
![]()
پریــــن - بانوی دانشمند ایرانی
او دختر کی قباد بود كه در سال 924 قبل از مــیلاد هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و كنار ممالك اریایی گرداوری نمود و یكبار كامل آن را نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه تبت گردیده است.
وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشكانی. به گفته كتاب اشكانیان اثر دیاكونوف روســــی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی كوچكتـــــرین خطایی مرتكب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید. چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.
نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است. وی از طبقه عام كشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.
![]()
فرانّـــک
همسر آبتین و مادر فریدون که در رهاندن و زنده ماندن فریدون از دست دژخیمان ضحاک رنجها برد و در به قدرت رسیدنش نقش اساسی داشت.
پوراندخت شاهنشاه ایران در زمان ساسانی بود و زنی بود كه بر بیش از 10 كشور آسیایی پادشاهی میكرد. او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریكه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود. پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسرو پرویز است که زنی با کفایت و خردمند بود .
ملکه آزرمی دخت، آزرم، آزرمی، (۶۳۰م یا ۶۳۱م) (به معنی دختر پیر نشدنی) شاهنشاه زن ایرانی و سی و دومین شاهنشاه ساسانی، دختر خسروپرویز پسر هرمز پسر انوشیروان ملقبهٔ به عادله كه پس از خواهر خویش پوراندخت لشكریان او را در تیسفون بپادشاهی برداشتند. فرمانرواى خراسان، سپهبد فرخهرمز که یکى از مدعیان جدى سلطنت بود.
دختر افراسیاب که بیژن سردار معروف ایرانی دلباخته او گردید و به بند اسارت افراسیاب افتاد و به دستور افراسیاب او را به چاهی که به همین نام معروف است انداختند تا سرانجام رستم که خود را به صورت بازرگانی درآورده بود توانست او را نجات بخشد.
دختر قیصر روم همسر گشتاسب شاه و مادر اسفندیار و یکی از اولین کسانی که کیش زرتشت را پذیرفت. موقعی که اسفندیار به دستور گشتاسب می خواست به جنگ رستم برود کتایون به سختی با رفتن او مخالف بود و او بخردانه پند داد ولی اسفندیار نپذیرفت و در جنگ با رستم کور و سپس کشته شد و کتایون با غم و دردی جانکاه به سوگ فرزند نشست.
دختر اسفندیار و خواهر بهمن و ملکه نامداری از سلسله کیانیان.
که در لغت به معنی کامروا و پیروزمند است. وی از سرداران ساسانی بود که با تازیان دلاورانه جنگید. دلاوریهای شکوهمندانه او در جنگهای چریکی با سپاه تازیان زبان زد ایرانیان بود و تازیان بهنگام حمله های او از مقابلش پا بفرار میگزاردند.
همسر رستم فرخزاد که همچون یک شیر زن، به همراه او تا آخرین قطرهُ خون با تازیان متجاوز دلیرانه جنگید.
در لغت به معنی گلگون رخ٬ که دختر اردوان پنجم بود و سمت سپهبدی داشت و دست راست پدر بود و در جنگها دلاورانه همراه پدر می جنگید.
خواهر خردمند بهرام چوبین (در دوره ساسانیان). بهرام چوبین كه یكی از اهالی شهر خفر جهرم و از كردان بوده و خواهر بهرام به نام " كردیه" همسر اردشیر بابكان بوده است. کُردیـــه پس از برادرش٬ فرماندهی را به دست میگیرد و در میدانهای نبرد٬ آنچنان بیباکی و شایستگی از خود نشان میدهد که همگان را به ستایش وامیدارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادرش در جنگ تن به تن با "تور" فرمانده نیروی خاقان چین٬ او را شکست میدهد و سپاهش را تار و مار میکند.
![]()
و همچنین از سرداران و جنگجویان و بزرگان سپاه ساسانی می توان از مهر یار٬ برزین دخت(دخت آتش)٬
ماه آذر٬ ابردخت٬ گلبویه نام برد.
هر شب قطره اشکی براین خاک ماتم زده .....
مرا به خواب می برد
تا رویای شیرین فردا را با غم امشب ، صبح کنم ....
و صبح منتظر قطره اشکی دیگر و حادثه ای ...
تا خبری نو از....
مردانی که مرده اند ....
تا جامه شرافت را به تن کنند!!!!!!!!
و کرسی های مدیریت های پوچ خام را به هم هبه کنند ...

وفرزندان یتیم خاک هر شب چو من
سر بر دامن مام وطن
گریه کنان بر گرسنگی شان رویای فردا را دوباره ببافند...
تاتو همچنان بر مسند قدرت...
ادای رهبری دل سوز!!!! را در بیاوری نه دلسوخته....


مردا
که بر اریکه های قدرت این خاک تکیه زده اید
اشک یتیمان خاکم را به سخره نگیرید
خاکیان خاکم را میهمان وعده های دروغین فردای ناپیدا نکنید
که اشک این ماتم زدگان خاک روزی سراب شما را سیلاب خرابه های خودتان خواهد کرد

مردان امروز
که بر احساس و مذهب مردان مرد این خاک تکیه زده اید
همان مردانی که تعصب و غیرت ناموس دوست رابه لذت حتی نگاهی نمی بخشیدند!!!!
ولی تو خود میدانی در پشت درهای بسته اتاق هر روزه کارت
در خانه های خلوت سرمایه هایت
هر روز نگاهی به ورطه خاک می رود
تا گناهی را بر زمین این خاک پاک رقم بزند....!!!

وا اسفاااااا
مردان قدرت و غفلت ........
واسفااااااا
که روزی خواهید رفت و ماندگاری شما از ننگ و ذلتتان خواهد مرد
چرا که عرش خدا به گناهتان لرزید....
به فریادها و ناله های جوان دلخسته از اعتیاد شما قسم
به حقارت دخترکان این خاک از ترس تارهای مو قسم

به اشک های بانوان پاک مادران نگران از خیانت مردان
روزی برای امروز گریه خواهید کرد
و دیر نیست
ناپایداری شما
که هیچکس نماند
مگر به کفاره گناهان خاکیان خاک!!!!!!


نسیمی با صدای غریب او!
در نیمه شب
برگهای درخت کهنه گردوی دیروز را
که امروز در مرز سنگ و آهن آسمانخراشها
برای ماندن دست و پا میزد
می لرزاند

و دل من هم از این غصه میلرزید
روزی که به این کوچه آمدم
آب بود و یاس روی دیوار
گردو های کوچکی که هر صبح از سر راهم تا پای در همراهیم می کرد

و امروز !
مرا در میان آسمانخراشی که گویی صاحب آن
میخواهد هر آنچه از فخرو ثروت است را
برخ خاک این باغچه بکشد
محصور کرده اند؟

من و تاریخ این خاک
که به هر گوشه آن سر می زنیم
بوی کاه گل و صدای آب . غریبه شده
و یاس دیگر .....
طناز روی دیوار نیست
و نسترن های زرد بهار را به خاک سپرده اند

وصدای پرستو که
بدنبال درخت های گمشده اش به لانه برگشته!
و نمی یابد.....

نمی گویم تا دلت بگیرد
می گویم
تا بدانیم

اگر چه باغ و یاس و دیوار کاه گلی را به خاک سپردند
ولی
ریشه های ما در خاک پنهان مانده
منتظر دست های من و توست

بهار می گریست بر زمستان از دست رفته!!
و پرنده
به انتظار نوزاد امروز
بر خنک آی آسمان قدم میزد
و من بر سرخی گونه های دخترک یتیم از زمستان دیروز
می گریستم با بهار
تا شوقی باشم برای گرمایی که می آید
من از امروز تا فردا خطی به بطلان خاطره های تلخ دیروز خواهم کشید
و همراه باد، نسیم را در گوش عابر خسته مانده در راه
زمزمه خواهم کرد....
.......
بیا گل
بیا شقایق
بیا یاس
که میهمان ایمان دوباره خلقت خواهیم شد
اگر تو برویی از خاک....
ماه بود
زمین بود
و من
و درخت
و آسمان
و تک برگ مانده از خاطره ها در زیر پای رهگذران
و پرنده

و آوازی برای شعر فردا
پیر سالخورده زمین رقصنده تر از باد
زمینیان را به افلاک می برد
و قصه نویس پیر دهکده بر بالهای شعر دیروز
داستان امروز را می سرایید

و من
به دنبال خاک
تا خاک
برای ماندن می گریستم
غافل از اینکه خاک نیز دامن رفتن بر می چیند
او به تازگی از زمین بودن و خاکی ماندن خسته شده
و می رود تا آسمان را جانشین زمینیان بخواند

و من باز هم
به دنبال خاک
تا افلاک
نقش را می نویسم
و بر بالهای سیاه و سفید کلاغ
رنگ سفید کبوتری می پاشم
تا کهربای تکیده ذهنم
به ناگاه رنگ زرد طلوع را می گیرد

ومن
می روم
تا صبح را
با طلوع آزادی انسانیت
پرواز باشم

سر از دانه برداشتم
... و بر خاک تکیه زدم
رویش فردا را به دنبال خورشید جوانه زدم
سر بر سجده آرزو های امروز روز گذاشتم
تا به ناگاه!
در سجده، بلوغ عشق را یافتم

و او بود
و نور بود
و من بودم
و عشق بود
و خاک بود
و آسمان
و زمین
و او
تا او !!!!

چه زیبا سروده می شدم!
تا ملکوت خاک

من برای نفس پنجره ها
می گریم!
و تو درآن هاله تاریکی نور
میخندی!
و کجا وادی رنگ گل سرخ
از سراپای وجود می گرید
و بمان
ای همه امید وصال
و بدان این همه در خاک سرشت
به امید گل تو می رویند

و بیا
تا به امید گل یاس
زردی پنجرها باز رود
و به تو ای همه امید دلم
من
نگاه و
گل و خاک و آب را
به سراپرده
آن خلقت تو
هدیه کنم
و من از شاد ی فردای تو دور
و بدان
و بخوان
وبمان
روشنی خاک مرا تا فردا


و باکره های رقصنده این خاک
به دست نامرد مردمان
بر شیشه های شکسته تعصب دیروز !
خون را بر خاک میسرایند
تا سراب را
چون همیشه
به انتظاری آبی بی هویت
منتظربمانیم...

زیبا نگاشته های تو
مرا به نگاشتی در این وادی میهمان کرده
تا بسرایم نا نوشته های ذهنم را
برای میهمان دوباره خاک من ایران

نسیم صدای قصه مرا سرود
و آسمان را نفس ثانیه هایم شکست
نماز را دیدار یار کهنه کرد
و عشق را به نیاز دوست پینه بست
سراب را در وادی درغگویان راست گفت
خاک را مدهوش حادثه های ......
تا؟
خاک را بوسه...
آسمان را نگاه
دریا را قطره
قطره را آب...

و سراب را سیراب
عشق را نماز
نماز را نیاز
نیاز را گل
گل را تلنگر.....
تلنگر را حرکت!
حرکت را اراده
و اراده را توان

در ژرفنای دل منتظرم
با اشک پگاه صبح
گونه ام را لحظه ای پیمود !!!
تا آزادی را به مهمانی خاکم ایران همیشه پذیرا باشد
و من منتظر روز خاکم
روزی که برای خاک من
تولد دوباره مردی و جوانمردی باشد....
و تو آنروز را میشناسی
سراب تشنه خاک را وعده آب باش
ای مهربانترین

برای طلوع صبح ستاره ها…
خورشید را در شب خواب میبینم!
برای صدای نام مردان خاک...
صدای اشک زنان را در خواب میبینم!
برای فراریان خسته از خاکم...
شادی کودکان فردا را در خواب میبینم!
من از نگاه خسته گریزانم….
و برق شادی نگاه تو را در خواب میبینم!

من از گناه تو گریزانم....
صدای نوای تو را در عرش خواب میبینم!
من از تولد کودک فردا نگرانم...
صدای گریه تولد او را هر صبح خواب میبینم!
من از نگاه حسرت پیر حادثه ها...
امید فردای بهتر را خواب میبینم!
من از دلهره بانوی خاک.....
نوید تولدی دوباره را خواب میبینم!


ایران از جنگ نامها خسته و مادر وطن از نادانی وخودزنی فرزندانش در عجب !
کاش فرزندان خاک عزیزم ایران به جای جنگ قدرت و پول اندوزی آنچه در توان داشتند در طبق اخلاص سازندکی این دل سوخته خاک می گداشتند و از بازیچه شدن و بازی خوردن خود را رها می کردند.
...تنها دانستن کافی نیست. جنگ روانی دوای درد نیست . و یادمان باشد عصر امروز سرباز جنگ و سردار مبارزه نمی خواهد عصر امروز مغز متفکر اقتصاد گرا می خواهد نه فقط برای خود که هم برای خود هم برای آن دیگرانی که ملت می خوانیمش......
از این وضعیت اسفار بار خاک همه بهره می برند ! و خاک اسیر رشک خود فریبی هاست!
مادر خاک از جنگ واژه ها در عجب واز شعار وطن خواهی بانیان داخل و خارج ، غمی سخت بر دیده منتظرش دارد .
و او راز این خاک را بر سینه دارد....
بیاید راز شادی این خاک منتطر را بیابیم......
مادر خاک سالیان سختی از یتیمان خاکش تیمار داری کرده است...
و مانده تا راز شادی فرزندانش را پس از بلوغ ! به آنها هدیه نماید؟؟؟؟
آنچه که پدر تمدن ایران آنرا در پیشگاهش به ودیعه گذاشته؟؟؟؟.


نگاه منتظر مادر خاک
برای نجات فرزندانش
نشان از انتظار اراده فرزندان برای این نجات جاودانیست.

یرای ایران دوباره،
دعای من نیک اندیشی همگانیست...
آنروز که به دنیا آمده ایم تا تفاوت داشته باشیم!
و بدانیم برای ماندگاری شعار نابودی هیچ نسلی را ندهیم
باشیم برای ماندگاری همه نسلها ...
برای پذیرفتن نگاه هم
ایران من منتظر آشتی فرزندانش است
بیایید آشتی کنیم..
برای دل منتظر ، مام عزیزمان ایران

برای مهربانی گلهای باغچه خاک مهربانم ایران
نگاهی پر از مهر تو را می طلبم
و من با مشعلی از تاریخ دیروزم
امروز را برای فردایی روشن می پیمایم.....
.jpg)

مرزها را از گذشته پیموده ام
بر آینده ترسیم دوباره مرزهای هنر را میبینم ....
هنر انسان بسوی مرزهایی با دیوارهای مستحکم از محبت و عشق و آرزو .....
و در اکنون زمان می مانم تا مرز رهایی از خود را تجربه ای نو باشم...
و ماندنم با مسیر لحظه ها ردپایی از نور خواهد بود ...
به تلنگرهای زمان منت ساعتها را خواهم کرد
و به رویدادهای دور خاطره هایم لبخند خداحافظی خواهم سرود
تا تاریخ را در نگین های انگشتریم قدرت تلالو نوری خیره کننده باشم
و من میدانم که میتوانم
با نامی به اسم خاکم ایران
به نگاه سیاست زدگان خاک ،غباری از تزویر نشسته
و من غبار روبی خواهم کرد .....

خاک من ایران ، ماندنی پر افتخاررا دوباره تجربه خواهد کرد
و فرزندان خاک من
مهر و محبت و دوستی و عشق
به همه خاک نشینان هدیه خواهند کرد...
زیرا که وارثان میترای ۷۰۰۰ ساله اند
چه زيبا گفت آن بزرگ مرد ايرانی اشو زرتشت:
ستيز من تنها با تاريكي است
و برای ستيز با تاريكی
، شمشير به روی تاريكی نمی كشم
، فانوس می افروزم


مدتهاست از انتظار طولانی و چشمان مضطرب وا بستگان ایرانی در گرما و سرمای دربهای اهنین و بسته سفارت کانادا درتهران لذت می برید و انتقام ناکامی های سیاست زدگان را از مظلومین خاک من میگیرید!!!!!!
جناب نخست وزیر کشور مدرن و پیشرفته کانادا که اینور دنیا بعنوان حیاط خلوت کشور آمریکا خوانده میشوید !!!!....
فرزندان خاک من با هوش و ذکاوتی سرشار افتخار زندگی در کشورتان را به شما داده اند تا آن گوشه خاک یخزده را با گرما و غیرت فرزندان این خاک گرما ببخشند که هر کجای خاکتان که باشند ثابت کرده اند که اینگونه بوده....
یادتان باشد ! ما میدانیم بردگی مدرنی را که راه انداخته اید!!!! و پشت پرچم سیاست بازان شعار دهکده جهانی و حقوق بشر را سر میدهید....
از نخبگان دیگر کشورها چون بردگان کار کشیده و هر زمان که به مذاقتان خوش نیامد.... مادر و پدرشان را از دیدنشان محروم کنید!!!
در پشت دربهای سفارت شما در تهران آنجا که عزیزان این خاک را به اسارت کار گماشته اید تا ساعتها و هفته ها خانوادهای نگران را نگرانتر کنند ...
تا با آن برگه کلیشه ای تایپ شده به همه ان پدران و مادران پیر به همه آن خواهر و برادران دلتنگ بگویید ویزای شما به این دلایل رد شده :
۱. برای من مشخص نشده که شما در پایان اقامت موقت بر میگردید یا خیر؟
۲. سوابق سفرهای شما
۳.موقعیت شغلی شما در کشور خودتان
۴. در آمدها...
....
تازه اینها همه بعد آن همه بوروکراسی اولیه که تاریخچه هر زندگی را بیرون میکشید!!!!! و ۴ هفته مردم را در اب نمک خواباندن....
آقای نخست وزیر به طور متوسط روزی ۱۰۰ فرم درخواست ویزا از مردم من میگیرید بجز هزینه های جانبی تحمیل شده بر آنان هر روز ۶۶۰۰۰ هزار تومان از مردم من میگیرید .
۱۰۰ * ۶۶۰۰۰= ۶۶۰۰۰۰۰ . یعنی شش میلیون و ششصد هزار تومان در روز یعنی:
۶۶۰۰۰۰۰*۵=۳۳۰۰۰۰۰۰ سی و سه میلون تومان در هفته
یعنی ۳۳۰۰۰۰۰۰*۴= ۱۳۲۰۰۰۰۰۰یکصدوسی و دو میلیون تومان در ماه
یعنی ۱۳۲۰۰۰۰۰۰*۱۲=۱۵۸۴۰۰۰۰۰۰ یک میلیارد و پانصد و هشتاد و چهار میلیون تومان در سال
این یک قلم از در امد شما برای اینکه ملت مرا به تلافی نداشتن سفیر در ایران ویزا نمی دهید و میبلعید!!!!!

آقای نخست وزیر
سالیانه چقدر از این مبالغ ملت من هبه خاک سرد کانادا میکنند تا به شما افتخار حضورشان را بدهند؟؟؟؟؟؟؟؟
و بدانید روزی در این نزدیکی ها خواهد رسید که فرزندان مهربان خاک قدرتمند من به شما رسم مهمانداری نیز بیاموزند ....
دیر ی نخواهد بود....
مرضیه ابراهیمی
قدرتی بی نظیر در فراسوی احساسی کم نظیر خفته بود
و من نمی دانستم که این قدرت نفوذ من بود !
بر همه ذراتی که چون ثانیه ها از پی هم آمده بودند
تا باور مرا در من به ناز نیاز او بشکند و من هنوز مبهوت آمدنش....
که قدرتی را در پس لرزه های نگاه غریبانه کودکان خاک یافتم..

و یافتم آن قدرت زمینی ام
مادر خاک که مرا زایید تا بودنم را برخ زمینیان به ناز کرشمه هفت رنگ آسمان بکشد.....
و لحظه ء تلنگر آب بر قطره درونی ام باشد
تا مهر شادی شب را به انتظار آزادی دور دست های دست یافتنی امیدی باشم
که باور مردانه انسان نمایان تاریخ را به بی بدیل ترین حادثه تاریخ هدیه ای دوباره باشم

نام من باد بود . نمای من خاک و نیایشم آسمان ...
تا به خاک هدیه خیانت پیشگان باشم
من در وادی راه یافتگان زمینی به دنبال راهی آسمانی بودم
تا او مرا یافت وبه میهمانی گلهای آسمانی برد..
به رخ زمین . زیبایی آسمان را تصویری دوباره باش
تا در فراسوی پله های امید همیشه با من باشی

من برای متولدین خاک قصه ء شادی سرود ه ام
و بر ماتم زدگان خاک تصویری از فراموشی ماتم دیروز و امید فردا شده ام...
وبر سردرگم شدگان نشسته بر خاک قدرت راه رفتن.....
من وادی شادی را به میهمانی گلهای امید خاکم میزبانی خواهم کرد..

تا به دور از همه نقاب های دوستی
نگاه انسی دیرینه باشم
و اسیران خاک را بدرقه میهمانی آسمانی باشم
تا به انتظار زندگان زمین سرود محبت بسرایند
و به دیگر شادی یافتگان عشق و محبت همیشه بودن را هدیه خواهم شد

و باور کنید مرا
که زیبا روی آسمانی از پیشگاه خدای مهربانی ها هستم
تا به قدرت پر قدرتش همیشه قدرتمند بمانم برای فردای این خاک
پس با من بیا تا خاک....
از یک خانم قدرتمند ایرانی به خانم هیلاری کلینتون
موضوع : لطفا برای پیروزی رسما از مردم ایران و جامعه زنان جهان عذر خواهی کنید
سلام خانم هیلاری
فکر نمیکردم که شما هم برای پیروزی بهر قیمتی ! ادای مردانه بودن را در بیاورید.... و بخواهید نیامده بر اریکه قدرت اینچنین یک کشور ناقابل را قربانی کنید و محو نمایید تا پله های صعود بر کاخ سفید را طی نمایید. ...... یاد روزهایی افتادم که شما بد جور شهرت جهانی بدست آورده بودید بخاطر بخشش و دفاع از خیانت همسرتان و با این شیرین کاری ضرب المثل و محلی از سخن برای توجیه و خدمت به جامعه مردان خیانت کار شدید و چطور جامعه زنان امریکایی توانست باشیرین کاری شما کنار بیاید برایم جالب است... پس دور از ذهن نبود شیرین کاری جدید، چون می خواستین ثابت کنید خیلی مردین؟
ولی خانم هیلاری من اصلا مرد نیستم و مردانه هم حرف نمیزنم چون به تمام و کمال یک خانم هستم و یک خانم قدرتمند ایرانی با 3000 سال تاریخ ، با پدران و مادرانی فرهیخته با خاکی پاک به وسعت دلهای همه ایرانیان سرتاسر دنیا و به جای مردانه گفتن مثل یک مادر یک همسر و یک زن شجاع ایرانی و یک انسان میگویم :
با مهر با محبت و قسم به خاک پاکم ایران که ایران به لطف و قدرت خداوند همیشه قدرتمند خواهد ماند و ماندگار و بر اوج قله های افتخار قدم خواهد زد بدون اینکه هیچ کشوری را تهدید به مرگ و نیستی کند زیرا به بالاترین قدرت یعنی خدا ایمان دارد.

خانم هیلاری زمانیکه هنوز آمریکا اسم و نامی روی کره خاکی نداشت ، نیاکان ما چون داریوش و کورش کبیر دولت و دولتمند بودن را به عنوان اولین ها رقم زدند
خانم هیلاری هنوز نقشه ای بر روی جغرافیای کره خاکی نداشتید که ایران از سرآمدان قدرت و خاک و سرزمین و تمدن بود....
خانم هیلاری ما نه تنها خاکی را برای زندگی غصب نکرده ایم که خاک و زمین های فراوانی را به همسایگان برای زندگی بخشیده ایم بد نیست به جغرافیای حال و گذشته ما نگاهی بکنید... و به جغرافیای حال و گذشته خودتان هم نیم نگاهی!
خانم هیلاری در آنزمانیکه مردان آمریکا دولت مردی نداشتند و پادشاهان و امرا و قدرتمندانی چون مصریان برای ماندگاری پس از مرگ
، مومیایی میشدند ، کوروش کبیر وصیت کرد به گونه ای به خاک بسپارندش که همه اجزا بدنش جزء خاک ایران شود !

خانم هیلاری ، اولین سازنده تسلیحات جنگی نبوده ایم اولین قدرت جنگی جهان هم نیستیم و افتخاری هم برایمان نیست که باشیم، ایرانی قله های افتخارش را بر خون انسانها بنا نکرده ، که از اولین ها برای نوشتن منشور حقوق بشر(کوروش کبیر) بوده است. که از اولین ها در علم طب (سلامت جسمی انسانها) و نجوم (آینده انسان )وعلوم انسانی ( سلامت روانی و ارتباطات انسانی) بوده است. الگوریتم خوارزمی ما سالیان سال است که بر همه زوایای صنعت مدرن شما تکیه زده و همیشه یادآور این بوده است که اگر میتوانی بله و به مرحله تکاملی بعد برو و اگر خیر از دور گردونه بازی خارج خواهی شد ! و این را حتما به خاطر بسپاریدو برای موفقیت مروری دوباره بر آن داشته باشید.

خانم هیلاری دست نامرد سیاست ، سالیان سال است که سایه سنگین نابودی و براندازی را بر پیکره خاک و اصا لت ایرانیان انداخته است و شما اولین مرد شجاع نیستید که چنین ادعایی می کنید ! ایرانیا ن ریشه ای بس عمیق دارند و به پهنای کره خاکی در سرتاسر دنیا ریشه دوانده اند! بد نبود به ایالت کالیفرنیا و محله های ایرانی نشینتان سری می زدید یا از ناسا ومراکز صنعتی و مدرن تان بازدیدی داشتید از ایرنیان مقیم اروپا آماری می گرفتید و یا از تحصیل کردگان استرالیایی ما و یا سرمایه گذاران و مردان موفق اقتصادی ما که نبض اقتصاد کشورهای منطقه بخصوص کشورهای حوزه خلیج فارس را در دست دارند پرسش و پاسخی می کردید تا مردان پر تلاش ما در کشورهای اسیای شرقی . ...اینها تازه آماریست که شما در محدوده محو کردنتان قرار ندادید ..

خانم هیلاری بعنوان یک خانم قدرتمند ایرانی از شما می خواهم از جامعه ایرانیان وزنان سراسر دنیا چون یک خانم واقعی و شجاع عذر خواهی کنید و به جای محو کردن غیر ممکن ها، به صلح و دوستی ممکن بیاندیشید در این صورت خوشحال خواهم شد به عنوان یک خانم واقعی دستتان را به گرمی بفشارم و توصیه شما را برای انتخاب به زنان و ایرانیان مقیم امریکا داشته باشم .